و _ ماندن# با زینب(س) # صراط(عباس) _می خواهد #

صراط ما : مَنْ اَطاعَ الخُمینی فَقَدْ أطاعَ اللّه # بی عشق خمینی(ره) نتوان عاشق مهدی(عج) شد # هر زمان شور خمینی به سر افتد ما را دور سید علی خامنه ای می گردیم # با عزم رفتن، از رنج و از غم، هم مى‏ توان ره توشه برداشت، هم مى ‏توان آسوده پر زد. (استاد صفایی حائری) #و سیدی(سید حسن نصرالله) که با استعانت از الله فرمودند: اسرائیل از لانه عنکبوت سست تر است

و _ ماندن# با زینب(س) # صراط(عباس) _می خواهد #

صراط ما : مَنْ اَطاعَ الخُمینی فَقَدْ أطاعَ اللّه # بی عشق خمینی(ره) نتوان عاشق مهدی(عج) شد # هر زمان شور خمینی به سر افتد ما را دور سید علی خامنه ای می گردیم # با عزم رفتن، از رنج و از غم، هم مى‏ توان ره توشه برداشت، هم مى ‏توان آسوده پر زد. (استاد صفایی حائری) #و سیدی(سید حسن نصرالله) که با استعانت از الله فرمودند: اسرائیل از لانه عنکبوت سست تر است

و _ ماندن#  با زینب(س) # صراط(عباس) _می خواهد #


جهاد با نفس، جهاد اکبر
کشور ما و ملت ما احتیاج به سازندگی دارد. سازندگیهای روحی مقدم بر همه سازندگیهاست. جهاد سازندگی از خود افراد باید شروع بشود و خودشان را بسازند و با شیطان باطنی جهاد کنند که این جهاد منشا همه جهادهایی است که بعد واقع می‌شود. انسان تا خودش را نسازد نمی‌تواند دیگران را بسازد و تا دیگران ساخته نشوند، نمی‌شود که کشور ساخته بشود. جهاد سازندگی از خود آدم باید شروع بشود.

تاریخ:
۲ دی ۱۳۵۸/ ۳ صفر ۱۴۰۰
مکان:
قم
موضوع:
خودسازی و سازندگی درونی
حضار:
کارکنان بخش خبر و جهاد سازندگی در صدا و سیما
شناسه ارجاع:
جلد ۱۱ صحیفه امام خمینی (ره)، از صفحه ۳۷۹ تا صفحه ۳۸۷

نویسندگان

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آیت الله شوشتری» ثبت شده است


صحنه 1 _ مولای یا مولای انت الجواد و انا البخیل و هل یرحم البخیل الا الجواد

صحنه 2 _ نمی دانم از کجایش شروع کنم ، از روزی که دلم می خواست مشهد دانشگاه قبول شوم و هر اذان مغرب مسجد گوهرشاد باشم و نماز اول وقتم به نماز امام زمان(عج) وصل شود، و بعد به دیدار حضرت زینب (س) بروم و نوکرش شوم، و داغی که بر دلم هنوز مانده، هر روز مرا به عقب و جلو می برد ، مردم پای توفیق می گذارند ، ولی من پای گناهانم .( الهی العفو *n  )

صحنه 3_  باز هم آیه لا یمسه الا المطهرون یادم می آید ، نقل قولی از آیت الله شوشتری در دیدار با حضرت آقا ، در زینبیه برایم گفت ، سال 93 اعتکاف بود آنجا ، میگفتند(آیت الله شوشتری): وقتی دیدار آقا رفته بودند، نگهبان بیت گفت آقا امشب نمی آید برای نماز ، آیت الله شوشتری گفتند: توسلی کردم و نگهبان گفتند آقا می آیند ، همین که آقا داشت از پله ها پایین می آمد ، آیه لا یمسه الا المطهرون یادشان آمد.

  • ۰ نظر
  • ۲۶ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۴۶
  • ۱۷۴ نمایش
  • عین کاف